تبليغاتX
مدایح بی صله

مدایح بی صله

سينما و باقي دلبستگي ها

داریوش مهرجویی ( بخش اول )

خود ویرانگری .

داریوش مهرجویی از معدود بزرگان قبیله فیلمسازی در این مملکت است ، او را با فیلمهای متعهد و اندیشمندی چون : دایره مینا ، هامون ، بانو و درخت گلابی می شناسیم مضمون مهم و تقریبا همیشگی آثار مهرجویی را، غیر از بحثهای فلسفی و مایه های مورد علاقه مهرجویی، می توان در نابرابری فرد در برابر اجتماع ، دید .

قهرمانان آثار مهرجویی ، انسانهایی هستند که قدرت مقاومت در مقابله با اجتماع خشمگین را ندارند و در برابر آن شکست می خورند و دست به خود ویرانگری می زنند .

همانطور که به یاد داریم مش حسن صاحب تنها گاو ده ، یک روز به شهر می رود ، وقتی که برمی گردد بلوریها گاوش را کشتند – بلوریها را می توان نماینده جامعه خشمگین و ناسالمی دانست که مانند راهزنها از راه می رسند و به مردم آسیب می رسانند- مش حسن گاوش را عاشقانه دوست داشت و مرگ او را باور نداشت از طرفی کاری هم نمی توانست انجام دهد ، او همچون قیصر نمی توانست برخیزد و انتقام بگیرد ، او در برابر اجتماع منفعل بود ، پس در این شرایط فردی که در برابر اجتماع قدرتی ندارد خود را نابود می کند و بدین صورت بود که مش حسن تبدیل شد به گاو مش حسن .

آقای هالو جوان ساده دلی بود که به شهر آمد تا زن بگیرد ، او دلباخته زنی شد ، همه هر چه که داشت را برای زن خرج کرد ، او وقتی فهمید که زن یک روسپی است باز هم دست از او نکشید و می خواست که او از کارش توبه کند و او را به عقد خود در آورد اما زن به اختیار خود نبود او نیز اسیر دست اجتماعی بود که او را به تن فروشی مجبور می کرد ، هالو سعی کرد مقاومت کند تا زن را به دست آورد اما نتوانست و سرانجام با خاطره آن زن راهی شهرستان خود شد و البته به یک تجربه بزرگ رسید که سفر چیزه خوبی است ، آدم رو پخته می کند .

تقی پستچی در میان قهرمانان مهرجویی یک نمونه کامل است ، او یک پستچی است که با    نامه ها عشقبازی می کند ، نامه رسانی خرج زندگی او را تامین نمی کند ، بنابراین نزد یک ارباب ، نوکری می کند . تقی زنی زیبا دارد اما او عقیم است و بهره ای نمی تواند ببرد ، در این میان دامپزشکی نیمه دیوانه می خواهد تقی را با گیاهان درمان کند و از تقی گوسفندی   می سازد که قادر است گوشهایش را تکان دهد ، اجتماع تقی را به هر شکل ممکن هدف قرار داده است ، ارباب خودش را ، برادر زاده ارباب زنش را و دامپزشک انسان بودنش را هدف قرار داده اند و بلیط بخت آزمایی و بازی اعداد هم تقی را اسیر خو کرده اند ، تمام این عوامل دست به دست هم می دهند تا تقی واکنشی نشان دهد ولی باز هم حرکت او عقیم می ماند و او نمیتواند که انتقام خود را از ارباب بگیرد و راهی برایش نمی ماند جز سر در راه بیابان قرار دادن و فرار کردن از جامعه شهری ، او با تفنگی بالای درختی می نشیند و کسانی که به آنجا بروند را هدف قرار می دهد ، اما باز هم بدبخت و سرگشته زنش را هدف قرار می دهد و مشنگ و دیوانه به زندان می افتد .

اما در دایره مینا اثر درخشان و شایسته تحسین و البته توقیف شده داریوش مهرجویی وضع کمی فرق می کند ، در این جا جوان فقیری برای درمان پدرش مجبور به خون فروشی       می شود ، او پس از مدتی راه زندگی کردن در یک جامعه فاسد را به خوبی فرا می گیرد و می فهمد که برای رشد کردن و بالا رفتن در زندگی باید که پا را بر گردن فرو دستها گذاشت و بالا رفت ، او آنچنان غرق می شود که همه ارزشها برایش از دست می شود تا حدی که در سرد خانه و بالای سر مرده گان با پرستاری مغازله می کند و مرگ پدرش نیز اثری در او ندارد ، قهرمان جوان دایره مینا به زندگی که اجتماع برای او می خواهد تن می دهد و در برابر این آشغالدونی هیچ عکس العملی نشان نمی دهد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:19  توسط محمد  |